شهید جواد شاپوری
🌷
نام و نام خانوادگی شهید: جواد شاپوری
تولد: ۱۳۳۹/۵/۲، تهران.
شهادت: ۱۳۶۲/۱/۲۳، عملیات والفجر ۱.
یادمان شهید: تهران، بهشت زهرا سلام الله علیها، قطعه۲۷، ردیف ۳۱، شماره ۱۲.
🕊
🌷
نام و نام خانوادگی شهید: جواد شاپوری
تولد: ۱۳۳۹/۵/۲، تهران.
شهادت: ۱۳۶۲/۱/۲۳، عملیات والفجر ۱.
یادمان شهید: تهران، بهشت زهرا سلام الله علیها، قطعه۲۷، ردیف ۳۱، شماره ۱۲.
🕊
«کربلا هنوز قلب تپنده تاریخ است»...
و اگر نه، چگونه ممکن است برادری در میدان رزم، از اینکه نتوانسته پیکر زخمی و مجروح برادرش حین شهادت را به عقب برگرداند کمر راست کند و مقابل دیدگان منتظر مادرش، سرش را بالا بگیرد و آب نشود؟!
آری! در دل تاریخ، کربلا همچنان جریان دارد؛ چنانکه لاجرم، برادر باید از فراق برادر بسوزد؛ تا روزی برسد که پیکر زخمیاش در خاک دشمن بماند و همچون پیکر برادر، توسط نیروهای دشمن، به مکانی نامعلوم برده شود!
و باز به قول سیدشهیدان اهل قلم، آوینی عزیز:
«از باب استعاره نیست اگر عاشورا را قلب تاریخ گفتهاند! زمان، هر سال در محرم تجدید میشود و حیات انسان هر بار در سیدالشهدا (علیهالسلام)!
نه این حیات دنیایی که جانوران نیز از آن برخوردارند! حیاتی که در خور انسان است؛ حیات طیبه؛ حیاتی آنسان که امام داشت؛ زیستنی آنسان که امام زیست...»
ماجرای انتخاب شهید امروز، برای ما بچههای سیروز سیشهید خیلی تأملبرانگیز و عجیب بود! یقینا، شنیدنش برای شما هم خالی از لطف نیست!
سال گذشته، شبهای قدر بود که یکی از شما عزیزان رو دیدم و سر حرفمون با خوابی که دیده بود و اصرار داشت برام تعریف کنه باز شد!
قبلش اینو بگم که دایی همسرش، توی جنگ شهید شده بود و با گذشت اینهمه سال، هنوز از پیکرش، هیچ خبری نبود!
مادر شهید هم که مادربزرگ همسرش بود بعد از سالیان سال چشم انتظاری، حتی در حد یه خبر و یا آوردن وسایل پسرش، اونقدر چشم به راه موند تا عمرش رو داد به شما!
القصه؛ این دوست عزیز ما خواب مادربزرگ جان رو دیده بود که از یه جای خیلی سرسبز و زیبا، شبیه بهشت، کنار گلپسرش، اونو صدا زده و بهش گفته: «فلانی! مگه تو عروس ما نیستی؟! پس چرا اسم پسر منو نمیدی برای سیروز سیشهید؟! چرا هیچ یادی از پسر گمنام من نمیکنید؟!»
این مادر تا زمانی که زنده بود برای دیدن و خبر گرفتن از پسرش خیلی تلاش کرد و چشم به راه موند؛ حتی یه قبر خالی نداشت دلشو کنارش سبک کنه؛ حالا بعد گذشت سالها از مرگش، باز دلش پیش جگرگوشش مونده و از همه ما خواسته یادش کنیم.
راستش؛ حتی قرار ما این نبود که شب بیست و سوم ماه مبارک سر سفره این شهید باشیم و شهید دیگهای توی لیست امروزمون بود...
اما خب مادره دیگه! از دیار باقی هم مادرانگیهاش سرجاشه!...
شما هم امروز روسفیدمون کنید جلوی این مادر! با هدیه بیشتر ثواب اعمال مستحبیتون سنگ تموم بذارید برای پسر شهیدش! شهیدی که تاکنون جایی ازش یاد نشده!
امیدواریم ثوابی از این بضاعت ناچیزمون به روح بلند این مادر عاشق هم برسه.
⚜️⚜️⚜️
با تشکر از همه زحمات و تلاشهای سرکار خانم «سحر دستپیش» برای آنچه که در ادامه ملاحظه خواهید کرد...
📎
نمازهایت، دعاهایت، ضجهها و گریههایت، تمناهایت برای شهادت، پا برهنه دویدنهایت روی رمل بیابانهای جبهه و فریاد یابن الحسنهایت، و پس از آن بیهوش شدنهایت با چشمانی اشکبار، فقط میتوانست از تو چنین سرباز غیور و وفاداری برای دین و نظام و کشور و امامت بیافریند؛ که اینگونه مظلومانه شهادتت رقم بخورد و حتی نشانی از پیکر مطهرت باقی نماند و برای ما که جاماندهایم جز شرمِ بودن، نصیبی باقی نگذارد!
آقا مصطفای عزیز!
افتخاریست برای ما که امروزمان، با یاد شما سپری شود.
لطفا برای قابل شدن ما هم در مسیر انسانیت دعا کنید.🤲🏻
📎
بعضی اتفاقها در تاریخ بشریت اونقدر تلخ و غمانگیزن که هروقت بهشون فکر کنی خاطرت مکدر میشه و وجودت از غم مالامال!
دهم ماه مبارک رمضان، یکی از تلخترین روزهائیه که تاریخ به خودش دید؛ روزی که پیامبر مهربانیها غمگینترین آدم دنیا شد و مادر هستی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهما در غم از دست دادن مادر، غمزدهترین دختر دنیا...
فاجعه غمانگیز منا، هم یکی از اون خاطرههای تلخه! روزهایی که دل سنگ رو آب کرد و زمین و زمان به یاد شهدای مظلومش خون گریه کردن!
و چه رزقی بالاتر از اون که شهیدهای که به واقع، اسوه زنان صاحبمنصب و بلندپایه دولتی در میهن اسلامی ما بود و در سرزمین وحی در حج ابراهیمی، به وصال یار رسید سفرهدار و میزبان امروز ما باشه و سلامرسان همه ما به بانویی که مادر مؤمنانه و ...
🏴🕯
🖇
سرکار خانم «مریم شاهینی»، از فعالان عرصه جمعآوری تاریخ شفاهی شهدای استان سمنان است. خواهرش هم همراه اوست. ساکن یکی از روستاهای اطراف شاهرود است و با وجود داشتن سه دختر کوچک، اما همچنان در این مسیر، پرتلاش فعالیت میکند.
برادر همسرش طلبه «شهید علیاکبر بنیعامری» در ۱۷ سالگی در عملیات بدر مفقودالاثر شده و سالها خانواده را در فراق خویش سوزانده است.
آنچه امروز از این شهید والامقام میخوانید و میشنوید حاصل تلاش این بانوی فرهیخته است.
🏴🦋
نام و نام خانوادگی شهید: علیاکبر بنیعامری
تولد: ۱۳۴۶/۴/۱، روستای خیج، شهرستان بسطام، استان سمنان.
شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۵، طلائیه، عملیات بدر.
گلزار شهید: گلزار شهدای روستای خیج.
🌺
🖇
خانم مهری گرجی عروس خانواده محترم بردال است؛ از اعضای کانال و معرف «شهید جاویدالاثر علیاکبر بردال.»
برای این آشنایی، زحمت زیادی کشیده؛ به این امید که شاید از بیتابیهای مادری که بیش از ۴۱ سال است منتظر چند تکه استخوان جگرگوشهاش مانده؛ کاسته شود...
خانم گرجی هیچوقت شهید بردال را ندیده؛ اما شهید در رؤیا به او گفته: «به مادرم بگو اینقدر بیتاب من نباشد؛ این جا جای من خوب است... پیش حضرت زهرا سلاماللهعلیها هستم.»
ما نیز اولین روز از چهاردهمین آغاز سیروز سیشهیدمان را به رسم هر ساله، میهمان بانوی بینشان و شهدای جاویدالاثریم...
نام و نام خانوادگی شهید: علیاکبر بردال
تولد: ۱۳۴۵/۲/۱۵، اهواز.
شهادت: ۱۳۶۱/۱/۲۱، عملیات والفجر مقدماتی، زبیدات عراق.
گلزار شهید: جاویدالاثر
یادمان شهید: گلستان شهدای اصفهان، قطعه شهدای جاویدالاثر.
🌷
🦋🌹🕯
نام و نام خانوادگی شهید: اسدالله ابراهیمی
تولد: فروردین ۱۳۵۱، تهران.
شهادت: ۱۳۹۵/۳/۲۷، حلب، سوریه.
گلزار شهید: جاویدالاثر
یادمان شهید: بهشت زهرا سلامالله علیها، تهران، قطعه ۵۰.
🇮🇷
🕊
نام و نام خانوادگی شهید: علی تجلایی
تولد: ۱۳۳۸/۵/۵، تبریز.
شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۵، عملیات بدر، شرق دجله.
گلزار شهید: جاویدالاثر.
یادمان شهید: وادی رحمت، تبریز.
🕯