شهید جواد شاپوری
🌷
نام و نام خانوادگی شهید: جواد شاپوری
تولد: ۱۳۳۹/۵/۲، تهران.
شهادت: ۱۳۶۲/۱/۲۳، عملیات والفجر ۱.
یادمان شهید: تهران، بهشت زهرا سلام الله علیها، قطعه۲۷، ردیف ۳۱، شماره ۱۲.
🕊
✍🏻به قلم: آمنه عسگریمنفرد
🎙گوینده: رضوانه دقیقی
💻طراحان: مطهرهسادات میرکاظمی، زهرا
فرحپور
🎞 تدوین: زهرا فرحپور
🖌🎨 طراح جلد: الهام رسولی، فرزانه رسولی.
🌷🕊
🌷
🔖 چشم بهراه
روی در، یک کلون زده بود که شکلِ قدیمی خانه حفظ بشود. عزیزجون میگفت: «هرموقع برسه، با انگشتاش آروم میزنه روی در؛ آخه دوست نداره زنگ بزنه!» دایی جوادم را میگفت!
چشم انتظاری در خانوادهی ما، مثل خمیازه، مُسری شده بود! خانهی ما و عزیزجون دیوار به دیوار بود و مادرم همزمان با صدای موتور یا کلونِ در خانهی عزیزجون، میدوید سمتِ کوچه!
از وقتی داییجون مفقودالاثر شد، قرار گذاشتیم هرشب موقع خواب، یکی از بچهها، در خانهی عزیزجون بخوابد که پیرزن تنها نماند. اما هرشب عزیزجون میگفت: «امشب دیگه جواد میاد! شما برید راحت بخوابید.»
شبهایی که نوبت من بود تلاش میکردم خودم را به زور بیدار نگه دارم تا لحظهی تاریخی دیدار عزیزجون و دایی را ببینم!
یادم میآید یکبار مامان و بقیه در عکسی از اسرای ایرانی در عراق، جوانی رعنا شبیه داییجواد را دیده و فکر کرده بودند او اسیر شده! اما وقتی معلوم شد که تنها شباهت چهره بوده، امیدِ دیدارشان را از دست داده و منتظرِ رسیدنِ خبری دیگر از او بودند اما...
الان که این خاطرهها را با اشک مینویسم، ۲۸سال از فوت عزیزجون گذشته و ۹سال است که دیگر صدای گریه مامان را همزمان با صدای موتور و کلون در خانه عزیزجون نمیشنوم!
به گمانم مامان و عزیزجون پیش دایی جواد حالشان خوب خوب است و دیگر دلتنگی برایشان باقی نمانده...
✍🏻آمنه عسگری منفرد ۱۴۰۳/۱/۱۶
🕊
شهید جاویدالاثر «جواد شاپوری» متولد سال۱۳۳۹ در تهران و از خانوادهای مذهبی بود.
او در سالهای قبل از انقلاب، در مبارزات علیه نظام شاهنشاهی فعال بود و با پخش اعلامیه و ضبط و تکثیر سخنرانیها در جهت پیشبرد اهداف انقلاب انجام وظیفه میکرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت در سپاه پاسداران کرج و جهادسازندگی درآمد و در این راستا به فعالیتهای فرهنگی میپرداخت.
با شروع جنگ تحمیلی در جبهه حق علیه باطل، حضور پیدا کرد و خود را به جمع کثیر بسیجیان مخلص و غیور جان برکف ملحق نمود.
در هر مقطعی با توجه به نیاز آن زمان در مسئولیتی مشغول بود. مثل مسئولیتش در خبرگزاری فارس، معلم معارف در هنرستان فنی کرج، مسئول کمیته فرهنگی جهادسازندگی که اولین فیلم دفاع مقدس در همین زمان ساخته شد و...
در پی این فعالیتها بارها توسط منافقین و معاندین، در شهر کرج چندین ترور ناموفق داشت.
جواد شاپوری در مهر ماه سال ۱۳۶۰ با دختری مؤمن و مجاهد که از سادات نیز بود ازدواج کرد و ثمره این پیوند یک دختر بود.
سرانجام او در فروردین ماه سال۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۱، در منطقه شرهانی(فکه) مفقودالاثر شد و خانوادهاش را سالها چشم به راه خبری از خود نگه داشت؛ تا اینکه حکم شهادتش بعد از ۲۱ سال در بهمن ماه ۱۳۸۳ به خانواده ابلاغ گردید.
ایشان همچنان از شهدای جاویدالاثر ایران عزیز میباشد و پیکر مطهرش در کربلای ایران آرمیده است.🇮🇷
🕊
🌷
وصیتنامه شهید جاویدالاثر جواد شاپوری📝
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی﴿۱﴾الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی﴿۲﴾وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَی﴿۳﴾ قرآن کریم
«مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد.» امام خمینی
اینجانب جواد شاپوری، متولد ۱۳۳۹ به شماره شناسنامه ۱۸۵۳ صادره از تهران، فرزند حبیب در تاریخ ۶۲/۱/۱۹ در محل جنگی جنوب(چنانه) به شرح زیر، وصیت خود را با سلامت کامل جسمی و روانی طبق سنت پیامبر اسلام بر مادر، همسر، فرزند و کلیه دوستان و آشنایان میکنم که امید است مورد قبول خدای بزرگ واقع شود.
شهادت میدهم که خدا یکی است و جز او معبودی نیست. شهادت میدهم که محمد(صلیاللهعلیهوآله) رسول خدا و فرستاده اوست و شهادت میدهم که علی(علیه السلام) ولیّ خدا و حجت خداست.
مادر عزیزم و مهربانم که تو برای من، هم مادری بزرگوار و هم پدری تلاشگر بودی! مادر! در این لحظه که شما این وصیتنامه را میخوانی من در بین شما نیستم؛ بلکه به جایی رفتم که بهترین یاران اسلام و امام عزیز رفتند. رفتنی که خود آرزوی بزرگ من بود. مادر! من از خدا مرگی باعزت، {خواستم} و از او میخواستم مرگم را شهادتم قرار دهد. مگر شما برای من چنین نمی خواستی؟! مادر شما در مکتب رسول خدا درس گرفتی و حتماً برای من چنین آرزویی میکردی! مادر به خدای شهیدان سوگند با شهادتم انسانی کامل به تمام معنا شدم و من از شما میخواهم که برای فوت ناقابل من در برابر دشمنان نگریی و درب خانه را چراغانی کنی و در میان مردم شیرینی پخش کنی و ثابت کنی که همچنان استوار هستی! مادر! فرزند کوچک خود را و همسرم را اول به خدای بزرگ و بعد به شما مادر گرامی میسپارم و امید دارم همچنان که برای من و برای خود آنها تابحال مادری نمونه بودی بعد از این هم باشی که انشاءالله هستی.
و اما همسرم! در این مدت کمی که با هم زندگی کردیم بزرگترین درسها را به هم آموختیم. شما برای من نمونهای از ایثار و شهامت و شجاعت بودی و همسری بودی که آرزوی آن را میکردم؛ زیرا مؤمنهای خوب و مادر خوبی برای دختر کوچکمان بوده و هستی.
همسرم امیدوارم فرزندمان را با تعالیم اسلامی آشنا کرده و همیشه در زندگی خود الگویی مانند حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) و زینب بزرگ را فراموش نکنید و همیشه در خط سرخ امام عزیزمان این قلب تپنده مسلمین جهان حرکت کنید تا در آخرت رستگار شوید. و هر وقت به یاد من افتادی برای من نماز و برای خود قرآن بخوان!
و اما برادران و خواهرانم که عمری با هم زندگی کردیم امیدوارم که این برادر کوچک خود را ببخشید اگر خدای ناکرده در نزد شما عزیزان بیاحترامی کردم.
برادران و خواهرانم(محمد، علی، عباس، حسین، فرامرز، علیمحمد، حشمت، سیمین، لیلا) به خدا سوگند که امام عزیز بر حق هست و از شما عاجزانه میخواهم که او را پدری بزرگوار بدانید و او را یاری دهید. خدای ناکرده نکند روزی شماها در سربازی خود سستی نشان دهید که خدای بزرگ هیچ وقت ما را نمی بخشد!
عزیزانم! شما خود بیشتر از همه مطلع هستید این انقلاب و این حرکت اسلامی چه تحولی در خود من به وجود آورد و تمام این تحولات از برکات آن روح خداست. امیدوارم همچنان سربازانی مخلص و خالص در نزد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) باشید. انشاءالله
و همچنین برادران عزیز سپاهی! شما که به راستی ثابت کردید سربازانی مخلص برای آقا امام زمان و نایب بر حقش هستید بدانید که این اسلام عزیز در دامن روحانیت اصیل و بزرگوار حفظ شده است. و حفظ سپاه و اسلام و روحانیت مبارز به عهده شما است. برادران، سپاه خیلی عزیز است. تو را به خدا سوگند این بازوی امام عزیز را حفظ کنید و برای آن {از} خیلی چیزهایتان بگذرید و حفظ سیستم سپاه به عقیده من حقیر برای اسلام لازم است زیرا باعث ثبات و هماهنگی در کشور خواهد بود.
عزیزان! از تهمت و غیبت همدیگر دوری کنید و هر چه بیشتر خود را به قرآن نزدیک کنید. و برادران جهادی، شما که نمونهای از ایثار و از خودگذشتگی هستید بدانید که تا آخرین لحظه مرگم به یاد شما بودم. به یاد آن از خودگذشتگی و آن ایثار.
برادران من! این روحیه عالی را در هیچ جای دیگر ندیدم و امیدوارم این روحیه را حفظ کنید و با آن روحیه عالی به روستائیان محروم ما همچنان که تابحال خدمت کردهاید خدمت کنید که رضای خدا همین است.
و در پایان از آشنایان برادران و خواهرانم و همسرم در صورت میل خود میخواهم برای من نماز بگذارند و همچنین به مدت یک ماه روزه بگیرند.
و همچنین اینجانب مبلغ ۵۰۰,۰۰۰ ریال وام مسکن از آشنایان گرفتهام که سند آن در سپاه موجود است که طبق سابق آن را سپاه پرداخت نماید و همچنین مبلغ ۱۰۰,۰۰۰ ریال به برادر عزیزم محمد دادخواه بدهکار هستم که وی هیچ سندی از من ندارد که آن را حتماً بپردازید و مبلغ دو هزار تومان جهت ردّمظالم پرداخت نمائید. حقوق خود را سپاه به همسرم پرداخت نماید و تا زمانی که همسرم شوهر نکرده وکیل و وصیّام خواهد بود و کلیه کتابهای خود را، آنهایی که همسرم میخواهد استفاده کند در نزد او، و بقیه را کمیته فرهنگی جهاد سازندگی کرج تحویل نمائید.
و مرا در هر کجا که مادر و همسرم خواستند دفن کنید و خواهشم این است که بر سنگ قبر من دو طرف آرم سپاه و در بین آن دو آرم مقدس این جمله را بنویسید: «بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد.»
والسلام
جواد شاپوری ۶۱/۱/۱۹📝
🕊
برشی از وصیتنامه و دستخط شهید📝
وصیتنامهات سرشار نور است
سراسر نکتههای پر ز شور است
بصیرت داشتی آنجا که گفتی
خمینی(ره) مکتبش، راه ظهور است
✍🏻فاطمه شعرا
💻طراح پوستر و پادکست: لیلا غلامی
🌷🕊
☘️ موضوع: زبان خوش
🌸 امام صادق علیه السلام میفرمایند: با همهی مردم از مؤمن و مخالف، نیکو سخن بگویید؛ مؤمنین را با روی خوش و مخالفان را با سازش [همراه سازید] تا به ایمان کشانده شوند؛
زیرا[شخص مداراکننده] با کمتر از آن هم میتواند شرّ آنها را از خود و هم از برادران مؤمنش باز دارد.
امام (علیه السلام) فرمود: «مدارا با دشمنان خدا [بهطوری که شرّ او را برطرف کند] از برترین صدقهها بر خودش و برادرانش است.»
📚مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۶۱
دعای روز اول ماه مبارک رمضان🇮🇷🤲🏻










