شهید محمدرضا بیات
📎
از حرم امام رضا(علیه السلام) بهم زنگ میزد. توی صداش، یه وجد و هیجان خاصی بود. معلوم بود زیارت، حسابی بهش چسبیده!
بیمقدمه پرسید: «هنوزم تو لیست سیروز سیشهید برا امسال جا هست؟!»
از اینکه از اونجا اینو میپرسید برام عجیب بود! دلیلش رو که پرسیدم خیالش رو راحت کردم که بله جا هست!
مادرشوهر پیرش رو تنهایی برده بود حرم. تو سختیهای رفت و آمدش با صندلی چرخدار، یکی از خدّام به دادش رسیده و خیلی کمکش کرده بود. از یه جای خلوت، مادر شوهرش رو برده بود کنار ضریح. آخر سر هم ژتون غذای حضرتی خودشو داده بود بهشون. خلاصه اشک شوق رفیق ما رو درآورده بود. موقع خداحافظی هم گفته بود: «تشکر لازم نیست! برای پسرم که شهید مدافع حرمه صلوات بفرستید!»
بعد ۵ سال دوری تازه پیکرش برگشته بود ایران؛ داغ دلش تازه بود.
حالا دوستم میخواست با معرفی امروزش به همه ما، و به پاس قدردانی از خون اون شهید، ذرهای از محبت پدرش رو جبران کنه.
شما هم به روح بلند شهید مدافع حرم «محمدرضا بیات» صلوات بفرستید🌸