شهید ابوالقاسم طهماسبی
📎
«نرگس خانم» یکی از همسایههای مهربون و دوستداشتنی مجتمع ماست.
چند باری که دعوتم کرد برم منزلشون، قاب عکس یه سرباز جوون، که گذاشته بود روی میز، کنار یه رادیوی قدیمی، توجه منو به خودش جلب کرده بود!
وقتی فهمیدم برادر عزیزشه که تو جنگ هشت سال دفاع مقدس شهید شده تصمیم گرفتم بیشتر ازش بدونم. این شد که دعوتش کردم تشریف بیاره منزلمون و در یک جمع خودمونی برامون از برادر شهیدش بگه.
او با خودش یه پوشه و دوتا دفتر از دستنوشتههای برادر جانش آورده بود. خیلی باسلیقه و مرتب، تمام نامهها، دستنوشتهها و عکسهاش رو جمعآوری کرده بود و میگفت: «اینا گنجینه منه! هروقت دلتنگ برادرم میشم میام سراغشون.»
و چه سلیقهای از او به ارث رسیده بود به برادر جانش!
به جرأت میتونم بگم تا به حال، کسی رو اینطور ندیده بودم که از تمام روزهایی که توی جبهه بوده دفتر روزنگار داشته و خاطراتش رو با جزئیات مینوشته!
برگههای دفتر رو با خطکش، مرتب و تمیز کادربندی کرده بود و با خودکار دورنگ و با ذوق تمام و بدون خط خوردگی! هرشب قبل از خواب اونها رو نوشته بود.
گرفتن اون دفترها و نامهها توی دست، حس غرور و افتخار و قرابت خاصی از شهید به آدم میداد.
خلاصه که اونچه امروز میخونید و میشنوید از صحبتها و درددلهای نرگس خانومه درباره برادری که تکهای از جانش بوده و هست...
«شهید قاسم طهماسبی»
✉️
نام و نام خانوادگی شهید: ابوالقاسم طهماسبی (قاسم)
تولد: ۱۳۴۰/۵/۳، شهر ری، تهران.
شهادت: ۱۳۶۱/۱/۲، عملیات فتحالمبین، پل کرخه.
گلزار شهید: روستای عاشقآباد از توابع اصفهان.
🕊
